تبليغاتX
شب های کویر


شب های کویر

 

 

آه دنیا...!

نفرین بر تو و چشمهایت

چشمهایی که بی رحمانه می دزدند

لحظه های پر از لبخند کودکی های دیروزمان را

...

نفرین بر آغوش سرد ِ غبار گرفته ات

آغوشی که حریصانه می بلعد

اندام ِ پر از درد بودنمان را

...

نفرین بر نفسهای پر هوست

نفسهایی که می دمند تمام اندوه زمین را

در ریه های فرسوده ی فرداهای پوشالی مان

...

آه دنیا...!

نفرین بر تو و لحظه های نفرین شده ات!

نفرین!

 

 

دلتنگی:بغض بی امان چشمهایم...بهانه ی لحظه هایت را می گیرند...چه کنم؟!

 

==

 

اوووووه

به خیر گذشت

البته گویا

 

پ.ن : یه عالمه پ.ن و یه عالمه حرف

باشه ... نمی گم

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1388/03/18ساعت 9:32 بعد از ظهر توسط منتظر . . .| |