تبليغاتX
شب های کویر


شب های کویر

سلام

هر كي فك ميكنه من تو اين مدت كه نبودم در حال زدن خر وگاو وگوساله و شتر بودم (يعني حسابي درس خوندم ) كاملاً در اشتپ به سر ميبره همون طور كه موتور درس خوندنم زرتي روشن شد همون طور هم زرتي خاموش شد.   23 ساعتي كه تو خونه وقت درس خوندن داشتم و ول ميچرخيدم بعد گير ميدادم به اون 1 ساعتي كه به هر دليلي از خونه بيرون رفتم يه فلش كارت هم تو دستم ميگرفتم و ميخ ميشدم بهش به اين منظور كه اي مردم ببينيد وقتي من از خير اين وقتاي مرده نميگذرم تو خونه چي كار ميكنم .بعضي روزا از صبح اَلَطلوع درس ميخوندم تا بوق سگ بعدِشم چنان قيافه ايي  به خودم ميگرفتم كه انگار از دماق فيل افتادم بعضي روزام 1دقيقه هم به درس فكر نمي كردم با خودم ميگم چيزي كه زيادِ عمركنكورم كه هست پس ديگه هيچي مهم نيست كه تعداد اين روزا مطمئناً بيشتر بوده .بايد يه جوري كارو تموم ميكردم كه وجدان درد نگيرم  بايد بگم كه خيلي به خودم بدهكارم خیلی.

من سخت مشغول نخوندنم

همه ي روزا درس خوندم به استثناي 
از اونجايي كه جمعه ها خودش ذاتاً ضد حاله بنده نيز سعي بر اين ندارم كه ضد حال ترش كنم پس درس خوندن در روزهاي جمعه فينيتو از اونجايي كه پنج شنبه ها رو خيلي دوست دارم عمراً با درس خوندن خرابش کنم پس درس خوندن در روزهاي پنج شنبه نيز فينيتو از اونجايي كه من عاشق بارونم و وقتي بارون مياد همه حسي دارم اِلا درس خوندن پس درس خوندن در روزهاي باروني نيز فينيتو از اونجايي كه بنده هشت روز در هفته كلاس كارآموزی تشريف ميبرم و به اندازه ي كافي سر كلاس با فرمولاي هيكلي تيليت ميشم بنابرين واسه حفظ سلامتيم هم كه باشه نبايد تو عصرا  درس بخونم پس درس خوندن تو عصرا و شبا نيز به تجويز پزشك فينيتو از اونجايي كه بنده دختر ورزشکاری ام  معمولاً درهر ماه چند روز رو با مربیمون که عشقمه و بقیه میریم بیرون بیشتر اوقات هم باشگاه هستم اون روزا رو هم فینتیلو حالا جام جهانی رو بگو که من ازش نمیگم حیف اون جام که رفت تو کشور ایتالیا
وبلاگ ها رو بگو که بهشون سر نمیزنم مثل این
خوبه یه معرفی بکنم وبلاگ خاطراتمون که قرار بود مخفی بمونه اما به خاطر جشنواره و یه سری سوتی هایی که دوستان دادن همه ازش خبردار شدن الا خواجه حافظ شیرازی که اونم خودم بهش میگم
وبلاگستان اردکانی که اونجا عضوم ولی تا حالا یک یآپ داشتم ولی همیشه دارم بهش فکر میکنم
وبلاگ اردکان آی تی که اونم خیلی وقته بهش سر نزدم
 حالا يك بزرگوار اين روزا رو جمع بزنه از نه ماه كم كنه بگه من در كل چند روز درس خوندم راستي روزايي كه مملكت تعطيل رسمي بود بنده نيزدرس خوندن واسه خودم تعطيل رسمي اعلام ميكردم اينم از اون روزا كم كنين
یه چیزی من دستام رو خیلی دوست دارم نمیدونم چرا همیشه از اینکه یه بلایی سرشون بیاد میترسم به خودم هم افتخار میکنم چون خدا بهم یه جفت دست داده که باهاش هر کاری رو میتونم انجام بدم بعضيا به صورتشون اهميت ميدن بعضي ها به پاشون بعضيا ....من هميشه مواظب دستامم شما چي؟

دستانم

چي دارم ميگم؟؟؟

پرانتز باز ممنونم از دوستايي كه تو اين چند وقت با كامنتاشون بهم فاز دادن بدجور بچه ها مچكرم از پرنیان گلم باید بگم خیلی خیلی دوست دارم میدونی چند وقته میخوام بهم زنگ بزنم اما نمیشه عزیزم هر وقت اون دفعه که باهام حرف زدی و باعث شدی اون تصمیم رو نگیرم یادم میارم از تو و از خدا که تو فرشته نجات رو واسم فرستاد  تشکر میکنم از خودتم تشکر میکنم ۱۰۰۰۰ بوس  پرانتز بسته  .

  
 
نوشته شده در دوشنبه 1385/04/19ساعت 5:49 قبل از ظهر توسط منتظر . . .| |