شب های کویر
خداحافظ همین حالا،همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی ،تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین ،به یاد اون همه تردید به یاد اسمونی که منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس نه اینکه می شه باور کرد دوباره اخر جاده اس خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا پ.ن همیشه... همیشه ی همیشه...چیزایی رو که خواستم رو از دست دادم بهت هم گفتم... نمی خوام این یکی اینجوری بشه ولی شد حالا خدا جون یه سوال... هیچی میدونم جواب نداری! این بالاییا همونایی بود که نمی خوام بنویسم فقط خواستم بگم ۲۲ آبان رو یادم نرفته ۲ سال گذشت؟ به هر حال تولدت مبارک برنامه داشتم برات ولی خب نشد پ.ن تولد وبلاگمه رفت تو ۳ سال! صبح خوشکل پاییزیت به خیر من خوبم یعنی میخوام امروز خوب باشم تا الان کلاس داشتم ... اومدم سایت...یه بنده خدایی اکانتش رو سیو کرده بود به خدا تیکش رو برداشتم الانهم یه کار خییییییییییییییییییییللللییییییییییییییی مهم دارم ساعت ۱۰ یه سلام و یه ماچ هم به عظیمه گلم... (جمعه شاید بیام یزد... اگه اومدم کاش بتونم ببینمت) دیگه اینکه.... آهان پریروز روز ملی دختران بود... یه کادو خوشکل گرفتم دوستون دارم یا علی... به اونی که دوست دارم بدون هیچ محدودیتیییییییی فقط فکر فکر . . . و اون از آخر ولی خب چه فرقی داره "درد" رو از اول بخونی یا از آخر پ.ن وقتی هیچی نداری بنویسی اینجوری سرقت ادبی می کنی! و اتفاقای این چند ورز رو بگم ولی الان الان......... اصلا حالم خوب نیست یه حالت تهوع با یه سردرد .......................... حوصله کلاس ۴۲۰ رو تا ۷ شب ندارمممممممم یوم الله یوم الله هییییییییییی یادش به خیرررررررررررر امروز طی یه قرار قبلی من و راضیه و مرضیه و سمیه... + مهرداد پسرکوچولوش ولی نمی دونین با چه روی بازی ازمون استقبال شد واسه همین ما زود از اونجا متواری شدیم... سمیه به خاطر اصرار من مهرداد رو اورده بود ...آخییی ۵/۴ ماه داشت ناز و خوشکل.... همش تو بغل من بود .... یه چند جا با هم کار داشتیم که رفتیم هنوز دستام درد میکنه.... حدود ۲ ساعت تو بغلم بود... نق میزددد سمیه ۷ ماه از من کوچیکتره... یادمه سال سوم هنرستان که بودیم ۵/۱ سال پیش ازدواج کرد... خلاصه اینکه.......... ولش......... خواست خدا بوده....... امیدوارم مشکلاتش برطرف بشه...... بعد میخواستم درس بخونم واسه همین زود تر اومدم دانشگاه که به این امر خطیر بپردازم الان هم که میبینی .... دارم میخونم امروز ارائه هم دارم... خدا خودش به خیر کنه...البته شاید چون قراره امتحان بگیره موکولش کنه به بعد پ.ن ( خوب باش.... تو رو خداااااااااااااااااااا...... آره با خود خودتم..... جون خواهری.....) فعلا یا علی... راستش چی بنویسم که با محتوی باشه؟ مگه من اینجا رو واسه کسی مینویسم؟ حالا اینا رو بی خیال الان تو خیابون یه کامیون دیدم جولوش نوشته بود Only Good مرده از خنده سعی میکنم.... سعی میکنم از این به بعد یا ننویسم یا مثل آدم بنویسم شاید هم... چیزی به تولد وبلاگم نمونده ها.... پ.ن( عظیمه جون ناراحت نباش چیز خاصی نشده...خواهر کوچولوتو میشناسی که بعضی وقتا ... یادش به خیر پارسال این موقع یادته؟؟؟؟) پ.ن ۲ تو هم مواظب خودت باش... نتونستم اینو بهت بگم پ.ن ۳ بی خیالش پ.ن ۴ دیشب خوش گذشت... خوش باشین یا علی... اگه خواستی یه روز یکی رو نفرین کنی اونم از ته دل براش آرزو کن شبا خوابش نبره به خدا بد ترین درده .... میگفت خوابم نمیبره... میگفتم خوشی زده زیر دلش...شاید نفرین شده ام؟! نمی دونم.... نمی دونم چرا هر وقت خوشی بهم رو کرد هر وقت همه جا فریاد زدم که توووپم تو گند زدی به من.... آهای زندگی کثافت چی کار کنم که ت...ت تو نباشم؟ ۱ شب نخوابی ۲ اونقدر گریه کنی تا بخوابی ۳ اونقدر گریه کنی و نخوابی فرق بین دومی و سومی چند تا حرفه ولی تو قیافه آدم کلی فرقه.... چه جوری برم دانشگاه؟ برای این که فکر کنم مشکل از حرف نزدن من است نه از نفهمیدن تو! برای من تعهدی است که هیچ وقت از عهده اش بر نمی آیم! پس ازم نخواه تو رو خدا یا اینکه نفهمی یا اینکه نمی فهمی یا خودتو به نفهمی میزنی از این به بعد میدونم تو خیابون با اینا چه جوری رفتار کنم تا الان می گفتم میگیرنم میندازنم زندون زین پس حالشونو میگیرم شیرینی هم بی شیرینی فعلا باید برم دانشگاه تا بعد یا علی ... شاید هیچ وقت دلیل این رفتارمو نفهمی ولی شاید این آخرین درجه دوست داشتنم باشه! و مطمئن باش. مطمئن باش کاری رو که ازم خواستی با همه وجودم...تا اونجایی که میتونم درست انجام میدم هر موقع نتونستم میکشم کنار. استاد اومد پاشو بیا یعنی ۸-۱۱ بعد تو بیای سایت تا ۱ که کلاس بعدیت شروع میشه چه علافی طولانیییی
نه .... نه ..... اون کار خبیثانه رو انجام ندادم![]()
![]()
می خوام زود برسم![]()
![]()
![]()
رفتیم مدرسه![]()
![]()
![]()
... آخه امتحان دارم عصر... ولی همه جا پر از سر و صدا بود![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
قبول شدم رفت پی کارش![]()


