تبليغاتX
شب های کویر


شب های کویر

دلم گرفته بود
شاید برای دوباره نوشتن تو این فضا
شاید خوندن مطالب قبلی...شاید دیدن وبلاگای دوستان...شاید هم ....
امشب شب یلدا س..........
متفاوت تر از همه شب یلدا هایی که تا حالا دیدم
 با این آهنگی که دارم گوش می دم........
خدا رو شکر  فعلا خوبم.... روزگار که نه ... ولی من خوبم
و یکی که .....
دارم لحظات ناب و بکری رو شت سر میذارم
لحظه هایی که دیگه تکرار نمیشن ... نمی خوام هم تکرار بشن
با اینکه دوست داشتنیه ..ولی .......


سختیا رد میشن،  مشکلات همیشه هستن... این ماییم که باید ازشون عبور کنیم
وقتی به هدف یا هدفام فکر میکنم....... به برنامه ریزی هام


فال حافظ امشب یادت نره
از فردا یه شمارش معکوس دارم..........


========

در من شوری ست و هیجانی

در من موجی ست

و طوفانی

در من شعله ای ست

و عشقی

در من دیوانه ای ست

که به زنجیرش

نمی توان بست .

 

در تو ساحلی ست

و آرامشی

در تو آبی ست

و نوازشی

در تو

راستی ی کودکی ست که

از میان اینهمه دروغ

مرا بسوی تو

می کشاند .


نوشته شده در جمعه 1386/09/30ساعت 8:13 بعد از ظهر توسط منتظر . . .| |









ای خدااااااااااااااااااااااااااااا

نوشته شده در شنبه 1386/09/24ساعت 4:6 قبل از ظهر توسط منتظر . . .| |








تولدت مبارک ):
نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/21ساعت 10:32 بعد از ظهر توسط منتظر . . .| |

ـــ اّقای دکتر شیر خشک هُومانِه دِرن ؟

ـــ هومانا مادر ! …. هومانا !

ـــ ها هَمو هُومانِه !

ـــ قوطی یا پاکتی مادر ؟

ـــ پاکتی بده مادر اّرزونتَره !

ـــ بفرمایین …۳۹۵۰ تومن ..

ـــ چی ؟

ـــ ۳۹۵۰ تومن … گرون شده مادر … ۲۹۵۰تومن بوده شده ۳۹۵۰ تومن !

ـــ اِلهی خیر نبینَن اینا …هِزار تِمَن گیرون رفته … مُو خودم پریروز خِریدُم ۲۹۵۰ تِمَن !

ـــ اّره مادر هزار تومن گرون شده !

ـــ خُدا مَرگم بده ! مَگه مَملِکت صاحاب نِدره … یَکدفه هزار تِمَن گیرون رفته ؟ ای الهی خیر نبینن اینا … اِی الهی به زمین گرم بُخورن اینا… هِی مِگن حَق مُسلم ماست …حق مُسلم ماست خیر سَرشا … حق مسلم ما اب و نونِمایه ! بُمبِ اتم ماخام سَر قبرُم بُبُرُم ! نون سِنگک دانه ۶۵ تِمَن رفته …اّدم بره به کی بگه !

ـــ میخواستی رای ندی بهش مادر جان ! حالابرو از پهلوی خونه رییس جمهور بخر !

ـــ مَگه دَم خَنه رییس جُمبور شیر خُشک اّرزونتَره نِنه ها ؟ مَگه مُو بیکارُم ای هَمه راه …اِلهی قِلَم پام بیشکینه … گفتن ای بدبخت بیچاریه … گفتن از خودتایه … گفتن میه بره محروما کار کِنه خیر سَرش ! کو پَس ؟ هی بلده بگه حَق مُسلم ماست … یک ریزه به فکر اب و نون ما نیست که …هَمَش گیرونی ….. گیرونی … یک دِفه مِگن اگه رای نِدی کوپین بهت نِمِدَن … یَکدفه مِگن اگه رای نِدی نمیذارَن بری کربلا .. سِجلدت باید مُهر بُخوره … اگه نه مُو غِلط مِکردُم رای بُدُم … به هر جانه بَدتَرُم مِخندیدُم رای بُدُم … چی تاجی به سَر ما زدَن اینا تا حالا … از شیخا چی خیری دیدِم که از ای ببینم ! ای اِلهی خدا سایَشاره کم کم اَز سَر ما کم نِکُنه ! اِی اِلهی بی رییس جُمبور بُرُم اِلهی !!

نوشته شده در سه شنبه 1386/09/20ساعت 10:50 قبل از ظهر توسط منتظر . . .| |

۱-صبح جمعه است

۲-امروز میان ترم ذخیره دارم...جمعه.......دانشگاه.....

      پ.ن اندازه .هم نخوندنم(دروغ چرا یه ۲ فصل خوندم --۴ تا مونده!)

۳-دیروز رفت شهرشون........ زود برمیگرده...ااااااااااااا........دلتنگی نداره که !

۴-این روزا خوبم.

۵- شدم مثل علی پروین مگه نه؟ هی میگم میرم...ولی برمیگردم

۶- این ترانه ...

سردیه نگاهو بشکن فاصله سزای مانیست

تو بمون واسه همیشه این جدایی حق مانیست

بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه

میمیرم بی تو

خوندن من یه بهانس یه سرود عاشقانس

من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم

تو خوده دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه

میمیرم بی تو

من عشقت روبه همه دنیا نمی دم حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم

با تو میمونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیارو می دم

با تو میمونم واسه همیشه

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم

با تو میمونم واسه همیشه

خاطرات تورو چه خوب چه بد هک می کنم

توی تنهاییام فقط به تو فکر می کنم

یا تو میمونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم

واست میمیرم

جواب دنیارو می دم

با تو میمونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد منو تو تنها بمونیم

واست میمیرم

جواب دنیارو میدم

با تو میمونم واسه همیشه

سردیه نگاهو بشکن فاصله سزای مانیست

تو بمون واسه همیشه این جدایی حق مانیست

بودن تو آرزومه حتی واسه ی یه لحظه

میمیرم بی تو

خوندن من یه بهانس یه سرود عاشقانس

من برات ترانه می گم تا بدونی که باهاتم

تو خوده دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه

میمیرم بی تو

من عشقت روبه همه دنیا نمی دم حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم

با تو میمونم واسه همیشه

خاطرات تورو چه خوب چه بد حک می کنم

توی تنهاییام فقط به تو فکر می کنم

با تو میمونم واسه همیشه ...

 

نوشته شده در جمعه 1386/09/16ساعت 6:53 قبل از ظهر توسط منتظر . . .| |

میخوام بیام اینجا

ولی نه!!!!!

جای جدیدو خیلی دوسش دارم

خیلییییییییییییی

چون قراره ....

یه پی ام...فقط همین

به جرم اينكه خيلي ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حكم چشمانت ابد بود/ براي مرگ هم آماده بودم

نوشته شده در دوشنبه 1386/09/12ساعت 11:50 بعد از ظهر توسط منتظر . . .| |

یه چیز دیگه

دارم از این وبلاگ میرم

نه برای همیشه

ولی شخصی هامو یه جا دیگه مینویسم

چون واقعا نمیتونم ازش دل بکنم

پس هنوز دارمش

چاکر بلاگفا هم هستیم

ولی خب ... همون طور که زندگیم داره وارد یه مرحله جدید میشه ...

یه چیزایی هم باید تغییر کنه

مواظب خودتون باشین

 

نوشته شده در دوشنبه 1386/09/12ساعت 8:51 قبل از ظهر توسط منتظر . . .| |

دیشب

دیشب تا صبح فکر کردم

فکر....فکر ...فکر

ولی نتیجه نداد

این وسط یه حسیه که نمیذاره تصمیم رو از رو عقلم بگیرم

خدایا چی کار کنم؟

 

نوشته شده در دوشنبه 1386/09/12ساعت 8:13 قبل از ظهر توسط منتظر . . .| |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه 1386/09/10ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط منتظر . . .| |

وبلاگی با این آدرس پیدا نشد

ممکن است آدرس وبلاگ را اشتباه وارد کرده باشید و یا وبلاگ حذف شده باشد

Blog not found

 

الان رفتم تو یه وبلاگ....

این صفحه اومد

خدا کنه ...خدا کنه... مشکل از بلاگفای لعنتی باشه

و اگرنه .... همینو همین جا میبینین

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در پنجشنبه 1386/09/08ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط منتظر . . .| |

سلام

۱- دلشوره دارم

۲- دلم تنگه ...

۳- فاطمه امروز داره میاد نگرانشم

۴- خودت میدونی...

۵-خوشحالم

۶-حتما میگی دیوونه است هم خوشحال هم ناراحت و نگران

ولی به خدا این چند تا حش و با هم دارم

نمی دونم چی کار باید بکنم

۷- یادذم رفت

۸- اصلا بهت ربطی نداره

۹- نمی تونم نمی تونم نمی تونم فراموش کنم

۱۰- استاد حتما دیگه سر کلاسه جزوه جلسه قبلو هم ندارم میخواد از جلسه قبل امتحان بگیره

۱۱- دارم گند میزنم به همه امتحانا و میان ترمام

نوشته شده در چهارشنبه 1386/09/07ساعت 8:12 قبل از ظهر توسط منتظر . . .| |

سلااااااااااااااااام

هیچی نمیگم

هیچی.................

فقط ۲ تا چیزه که الان منو خوشحال کرده و باعث آپیدنم شده

۱- تفلد محمد.... (7 سالش تموم شد)

۲- (کاملا شخصی...یعنی نمیشه گفت... ای ول )

حالا بترکین از فضولی....

روی من حساب کن هر کاری بتونم واست انجام میدم . . .

ok؟

خب دیگه . . .

 

نوشته شده در یکشنبه 1386/09/04ساعت 11:9 قبل از ظهر توسط منتظر . . .| |