شب های کویر
تولدت مبارک یک گونی سیب زمینی هدیه برای تو دوست دارم کودک است روح من این وابستگی های رایج را ندارد کس و کار چندانی ندارد بر خلاف همه شادیهایش روح من موجود غمگینی است بر خلاف ظاهر شلوغ و پر رفت و آمدش روح من کلا یکی دو نفر بیشتر ندارد روح من وقتی دیروز حس کرد هر دو را با هم دارد از دست میدهد نمیدانم چطور طاقت اورد این دیروز چندم بود؟ یاد من باشد این دیروز ۱۴ بهمن ۸۷ یادم بیندازد که روح من قوی شده است بزرگ شده است که هنوز زنده است! پ.ن : تازگی ها خیلی گند شده ام بر خلاف خنده هاب مستانه ی گاه و بیاه گهگداری همه چیز را به هم میزنم همه را ناراحت میکنم جتی دوستان عزیز تر از جانم را ! با اخلاق سگی ام دیروز یک نفر را رنجاندم به گمانم دارم گند میزنم به زندگی ام چه کنم؟ با یه خستگی آخر هفته اما شیرین شیرین شیرین فکر کنم باید بگم که میرم سر کار تقریبا راضی ام چند روزی هست رفتم و لحظه به لحظه که میگذره بیشتر با بچه های اونجا جور میشم یه جورین.. دوستداشتنی . همه شون از جنس خودم تقریبا باهم کنار اومدیم محلش خیلی خشک و بی روح و اداری نیست با هم حرف میزنیم وقتای بیکاری از خودمون میگیم چون یه شعبه دیگه تو شهر خودمون هم داریم بعضی وقتا که میان اینجا سعی میکنم بیشتر بشناسنم و خودشونو معرفی کنن تقریبا همه چیز خوبه اشتباه نشه در کنارش دارم برای کنکور کارشناسی ناپیوشته هم میخونم حواسم بهش هست ... خیالت راحت فراموشش نمی کنم که باید ادامه بدم هر روز تقریبا تا ۵/۳ تا ۴ سر کاریم اما پنجشنبه ها تا ۱ اما به جاش سرمون شلوغ تره و چون آخر هفته است باید حسابا رو ببندیم در کل راضی ام مگر اینکه بخواد اتفاق خاصی بیفته همین دیگه روزگار داره میگذره به خوشی........................................................ همه ی مردم دنیا به یک زبان سکوت میکنند. پ.ن : نداره.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
